تبليغاتX
راز رضوان - وطن
ای دیربازترین تمدن آزادی

ای سجده گاه زرتشت و کاوه

من تو را می پرستم

تویی تلالوء فرهنگ

مهد کاوش و تدبیر

من تو را باور دارم

سردارانت فاتح ابرهای بارانی ایثارند

سرزمین تو اقیانوس خون شهیدان است

گریه کودکان دیروزت در گوش

و چشم های منتظر پدرانت در افق دیدم

آری می دانم...

ای سرگذشت دلیران

ای قبله ی عارفان

کبیر در منظومه ی یک انقلاب

در میان یک سیاهی گسترده

پرتو نوری در چشمان شما می دید

و این آغاز سرودن شعر حماسی بود

سالها صلح و ساختن

بنای این کشور زخمیبر پا

زلزله های بشری کار ساز نیست

و خداست که محافظ ماست

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 و ساعت 15:41 |