زیر سقف کوچک زندگانی
صدات کردم تا بدونی همنشینم با غصه ای بی انتهایی
شب را به روز ارزان می فروشم
خریداری بیا جان را می فروشم نپرس ازمن چرا دلگیری ای عشق
من از بیزاری تحقیر یک گل
تو را در جاده های بی خیالی
تو را در اوج یک بوسه به دنبال خوشبختی دویدن
تورا در لابه لای شعر مهتاب
تورا در خلوت فردا دیده ام
+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیستم اسفند 1386 و ساعت
22:9 |

